“من گیر کردم.”
اگر این احساس رو داری، تنها نیستی.💗
این یکی از رایج ترین چالش هاییه که از جامعه می شنوم.
اما حقیقت اینجاست. اغلب اوقات، شما واقعاً گیر نمی کنید، تو ترسیدی!
بخشی از شما وجود داره که یک چشم انداز بزرگ و زیبا رو برای زندگی شما در نظر میگیره.
اینو بخشی از وجود شما می دونه که واقعاً چه می خواید و چه توانایی هایی دارید. از شما می خواد که ریسک کنی، به دنبال معنا باشی و زندگیتو به طور کامل تجربه کنی.
متأسفانه، بخش دیگه ای از شما وجود داره که ایده دنبال کردن این رویاها را کاملاً وحشتناک میدونه.
این بخش ترسیده از شما می پرسه، “اگر به اندازه کافی خوب نباشم چی؟” و “آیا اگه شکست بخورم مردم همچنان مرا دوست خواهند داشت؟” و “اگر همه چیزو از دست بدهم چه؟”
این دو بخش از وجود شما ، شمارو به بن بست رسونده.
قسمت رویایی، شمارو به جلو می کشه تا یک جهش داشته باشید، در حالی که قسمت ترسیده شمارو از لبه ای که قراره از اونا بپرید و پرواز کنید عقب می کشه.
شما در عین حال مشتاق و وحشت زده هستید – نمی تونید به جلو حرکت کنید،و در نهایت گیر کردید.
قسمت رویایی و قسمت ترسیده شما هر دو بخشی از وجود شما هستند. آنها نمی روند، و شما هم نمی خواهید که اونا شمارو ترک کنند: هر دوتاشون نقش مهمی در زندگی شما دارن.
به همین دلیله که گیر افتادن کاملا طبیعیه و همه ی ما چندین بار در زندگی خود این حس رو تجربه خواهیم کرد.
❓ اما در پاسخ برای شما، باید مهارت گیر نکردن را بیاموزیم.
✅ در اینجا سه راه برای شروع وجود داره:
- سوال را بپرسید.
دفعه بعد که احساس گرفتگی کردید، از خودتون بپرسید: “آیا من واقعا گیر کردم یا فقط می ترسم؟” صادق بودن با خودتون می تونه به شما کمک کنه تا شروع به ایجاد تغییرات کنید.
ممکنه وسوسه بشید که از این مرحله بگذرید، اما به یاد داشته باشید که نادیده گرفتن احساسات دشوار، مشکلات رو بزرگتر می کنه. وقتی وجود ترس خودتون رو تصدیق کنید، شروع به فروکش کردن می کنه.
- به ترس های خود نگاه کنید.
مغز شما همیشه نگران بقای شماست. از طریق همین شکاف به راحتی می تونه رویاهاتون رو درک کنه – مثل تصمیم گیری اینکه می خواهید شغلت رو رها کنی یا سرگرمی جدیدی را دنبال کنی یا به کشور دیگری مهاجرت کنی. اینا می تونه خطرناک باشه، و ریسک داره، بنابراین بهتره همان جایی که هستی، جایی که امنیت داری بمونی!
به همین دلیل ترس هایی مثل “دیگران درباره من چی فکری میکنن؟” بسیار بی حرکت هستند: طرد شدن از جامعه تان، در گذشته، یک تهدید بسیار واقعی برای بقای شما بود.
ما باید به خودمون یادآوری کنیم: رویاها تهدیدی برای امنیت ما نیستند، بلکه فرصتی برای گسترش مشارکت ما هستند.
ترس های خودت رو روی یک کاغذ بنویس. اونارو از ذهنتون خارج کنید و سپس از دیدگاه عاقلانه تری به اونا نگاه کنید. آیا این واقع بینانه اس؟ اگر این اتفاق بیفته، چگونه با اون برخورد می کنید؟
وقتی از دور به اونا نگاه می کنیم، ترس ها قابل کنترل تر میشن.
- روی کاری که پیش رو دارید تمرکز کنید.
بخش رویایی شما می تونه جهش های شگفت انگیز و ماجراجویانه به سوی ناشناخته ها رو تصور کنه.
اما اینها معمولاً جهشهای بزرگی هستن و هر چه جهش بزرگتر باشه، ترس بیشتری هم ایجاد میکنه.
در عوض، جهش را به کارهای کوچکتر تقسیم کنید. توجه خود را از رویای بزرگ به اقدام خاصی که امروز می تونید انجامش بدید معطوف کنید.
✅ به عنوان مثال: تصور کنید امسال می خواهید کسب و کار خود را راه اندازی کنید. این ممکنه برای بخش ترسیده شما بسیار بزرگ باشه، در عوض، امروز بر روی طوفان فکری نام های تجاری و جستجوی دامنه ها تمرکز کنید.
این به قسمت ترسیده شما اطمینان میده که کار خطرناکی انجام نمیدید، اما همزمان شما رو در جهت رویاهایتان به جلو می بره.
بنیانگذار شادی جدید ShadiJadid.com
نسخه صوتی 🎙️
💗 راوی سرپیکو 🎩

دیدگاهتان را بنویسید