در اوایل دهه 2000، محققی به نام دیوید کانروی در حال مطالعه ورزشکاران دانشگاهی بود که از شکست خوردن می ترسیدند.
اون میخواست بیشتر در مورد این ترس بدونه که چطوری به وجود اومده و چطوری میشه باهاش مقابله کرد تا این ورزشکاران بتونن بهترین عملکرد خودشون رو داشته باشن. او در تحقیقاتش کشف کرد که در زیر این “ترس از شکست” گسترده، پنج ترس فرعی وجود داره که اونو تقویت میکنه:
- ترس از شرم یا خجالت: “اگه شکست بخورم، این برای من بسیار شرم آور خواهد بود.”
- ترس از بی ارزش شدن دیدگاهتون: “اگه شکست بخورم، نمیتونم در مورد خودم به همون شکل فکر کنم.”
- ترس از آینده نامشخص: “اگه شکست بخورم، میتونم برنامه های آینده ام رو خراب کنم.”
- ترس از اینکه دیدگاه مردم شما رو تغییر بده: “اگه شکست بخورم، دوستام نمیخوان با من معاشرت کنند.”
- ترس از ناراحت کردن دیگران: “اگه شکست بخورم، والدینم از من ناامید خواهند شد.”
ما میتونیم از بینشهای Conroy بهعنوان چارچوبی استفاده کنیم و ترس فرعی خاص شما رو مورد هدف قرار بدیم تا شما هم میتونید کارهایی که براتون مهمتره انجام بدید.
ابتدا در مورد بخشی از زندگی یا هدفی که کمال گرایی، شما رو در اون عقب نگه میداره فکر کنید. در حال حاضر کجا گیر کردید و ترس از شکست شما رو عقب نگه داشته؟
حالا مشخص کنید که کدوم یکی از این ترس های فرعی بیشتر شما رو تحت تاثیر قرار میده. برای هر کدوم، من به شما یک تأییدیه و یک برنامه عملی دادم که میتونید ازشون استفاده کنید، که به شما شجاعت انجام یک اقدام ناقص رو میده.
- ترس از شرم یا خجالت: “احساس خجالت لذت بخش نیست، اما قابل زنده موندنه – من قبلاً اونو احساس کردم و بازم اونو احساس خواهم کرد. اگه در نهایت احساس شرمندگی کنم، سر صحبت رو باز میکنم و با نزدیک ترین دوستام به اشتراک خواهم گذاشت. میدونم که از من حمایت خواهند کرد.”
- ترس از بی ارزش شدن دیدگاهتون: “من نمیخوام خودم رو با شکست ها و موفقیت هام تعریف کنم. میخوام خودم رو با این واقعیت تعریف کنم که به تلاشم ادامه میدم، حتی وقتی میترسم. با اقدام، من” من در واقع تجسم اون هویت هستم.”
- ترس از آینده نامشخص: “من از کاری که واقعاً میخوام انجام بدم اجتناب میکنم چون این به من احساس کنترل کاذب بر آینده رو میده. اما تمام کاری که واقعاً انجام میدم اینه که در مسیر خودم قرار بگیرم. شاید نتونم چیزیکه در آینده اتفاق میوفته رو کنترل کنم، اما حداقل بر چیزیکه در کنترل منه تمرکز خواهم کرد – اعمالم.
- ترس از اینکه نگاه مردم به شما رو تغییر بده: “من لایق این هستم که افرادی رو در زندگیم داشته باشم که منو دوست داشته باشن، چه موفق بشم یا شکست بخورم. اگه اونا منو قضاوت کنن، از من نیستن.”
- ترس از ناراحت کردن دیگران: “افراد دیگه اجازه دارن نظرات و احساسات خودشون رو در مورد کاری که من انجام میدم داشته باشن. اما در پایان روز، این نظر من و احساسات من در مورد زندگیمه که بیشترین اهمیت رو داره. من کسی هستم. کسی که باید با انتخاب های من زندگی کنه، بنابراین من انتخابی رو انجام میدم که برای من مناسبه.”
با احترام❤️
بنیانگذار شادی جدید ShadiJadid.com
نسخه صوتی 🎙️
💗 راوی سرپیکو 🎩

دیدگاهتان را بنویسید