چرا فقط وقتی ظالمانه است آن را باور می کنید؟ همان صدای درونی است.
بسیاری از ما پیام هایی را از درون فرهنگ قدیمی شادمان دریافت کرده ایم که به ارزش ما از عملکرد و دستاوردهای ما ناشی می شود.
ما زندگی خود را غوطه ور در پیام های جامعه گذرانده ایم که «به اندازه کافی خوب» نیستیم مگر اینکه به یک استاندارد واقعاً غیرممکن برسیم.
با زندگی در این فرهنگ، آیا واقعا تعجب آور نیست که ما با انتقاد از خود دنبال راهی برای محافظت از خود هستیم؟
من برای همه ما که عاجزانه از این استراتژی برای یافتن خوشبختی تلاش می کنیم خیلی دلم میسوزه.
من از دردی که ناآگاهانه برای خود ایجاد می کنیم بسیار ناراحتم.
ما یاد گرفتهایم که از تحقیر خود استفاده کنیم تا به خودمان انگیزه بدهیم تا خستگی و درد خود را پشت سر بگذاریم و هی بیشتر و بیشتر و بیشتر تکرارش کنیم، به این امید که در نهایت احساس با لیاقت بودن داشته باشیم.
هیچ دستاوردی وجود ندارد که به شما احساس لیاقت بدهد.
احساس لیاقت فقط از درون شما ناشی می شود، از تمرین یادگیری اینکه چگونه خود را دقیقاً همانطور که هستید دوست داشته باشید.
🌈

دیدگاهتان را بنویسید