کلمه اندازه گیری از قرن چهاردهم می آید: معامله کردن، تقسیم کردن.
اینکار باعث میشه به یک ظرف غذای مشترک فکر کنم که محتویاتش رو تو کاسه های جداگانه میریزیم. وقتی در حال اندازه گیری و قسمت کردن هستید، شما یک چیز کامل رو می گیرید و اون از هم جدا میکنید.
در اندازه گیری خودتون هم، دقیقا شما همون کار رو انجام میدید: خودتون رو به قطعاتی تقسیم می کنید و شخص خودتون رو از نتایجتون جدا میکند. بله، این میتونه یک استراتژی مفید باشه، زمانی که اوج عملکرد با ارزشترین هدفتون باشه. اما اگه به دنبال خوشبختی هستید، باید جای دیگه دنبالش بگردید.
انتخاب یک معیار (عادات روزانه، فالوورهای شبکه های اجتماعی، موجودی حساب بانکی، رزومه، تعریف و تمجید دیگران) و سپس تبدیل این معیارها به هویت خودتون بسیار کار آسونیه.
وقتی خودمون رو به این شکل تقسیم میکنیم، یک نتیجه اجتناب ناپذیر بوجود میاد: چیزی که حالا اندازه میگیرید رو باید به حداکثر برسونید.
درست مثل وقتیکه ما بچه بودیم، تمایلمون این بود که به اطراف نگاه کنیم تا ببینیم که کسانی که کنار ما موقع ناهار نشستن ، چقدر از غذاشون رو میخورند.
آیا به اندازه کافی کار می کنم؟
چجوری میتونم مقدار بیشتری بدست بیارم؟
زندگی بدون اینکه حواستون باشه به یک مسابقه تبدیل شده است.
حقیقتی (که همه ما می دونیم!) اینه که هر چیزیکه مهم و با ارزش باشه رو نمیشه به قطعات تقسیم کرد.
این چیزهایی که مهم هستند – خود واقعی شما، عشق، دوستی، خلاقیت، سخاوت، هدف – همیشه کامل هستن. اونا رو نمیشه تقسیم کرد، بنابراین نمیشه اونارو اندازه گیری هم کرد.
چون نمیشه اونا رو اندازه گیری کرد، نمیشه براشون رقابت کرد و چون نمیشه براشون رقابت کرد، ما رو به همدیگه وصل میکنه و از آنجا که اونا مارو به همدیگه متصل میکنن، ما را خوشحال می کنن.
روز خوبی داشته باشید 💗
بنیانگذار شادی جدید ShadiJadid.com
نسخه صوتی 🎙️
💗 راوی سرپیکو 🎩

دیدگاهتان را بنویسید