مکس پرکینز یکی از مشهورترین ویراستاران کتاب در تمام دوران بود. او ارنست همینگوی رو کشف کرد. او اف. اسکات فیتزجرالد رو تشویق کرد تا گتسبی بزرگ رو بنویسه. او کمک کرد تا دستنوشته ۱۱۱۴ صفحهای توماس ولف به کتابی قابل انتشار تبدیل بشه.
به عنوان ویراستار، او یاد گرفته بود که استاد بازخورد باشه. رویکرد او، که در یک سخنرانی که در سال 1946 برای گروهی از دانشجویان ارائه کرد، توصیف شد، “خیلی ساده” بود. از منظر او، تمام کار او، رها کردن خوبی های ذاتی و منحصر به فرد در نویسندگانش بود.
او گفت: «فرآیند بسیار ساده اس. “اگر مارک تواین داری، سعی نکنید از او شکسپیر بسازید یا شکسپیر رو به مارک تواین تبدیل کنید.” پرکینز نویسندگانش رو همانطور که بودن در آغوش گرفت (با ناشر می جنگید تا فحش های خود رو در کتاب های همینگوی حفظ کنه) و به اونا کمک کرد تا یاد بگیرید که چطوری حتی بهتر بشید (پیدا کردن راه هایی برای کاهش طول حماسی ولف در حالی که زیبایی نثر او رو حفظ کنید.)
برای ارائه بازخورد خوب، باید رد پای پرکینز رو دنبال کنیم و ببینیم که چطوری میتونیم کسی رو که واقعاً هست در آغوش بگیریم و بهش کمک کنیم تا از خودش بیشتر بشه.
در اینجا یک راه ساده برای عملی کردن این ایده وجود داره. قبل از ارائه بازخورد، این سه سوال رو از خودتون بپرسید.
- این شخص در هسته خودش کیه؟
- این شخص در بهترین حالت ممکن چه کسی میشه؟
- چه بازخورد یا دیدگاهی میتونه بهشون کمک کنه تا به اونجا برسن؟
این نوع بازخورد که به ما کمک میکنه تا رشد کنیم، چیزهای جدید خلق کنیم و تأثیری ماندگار بر جای بذاریم. هیچ کدوم از ما به تنهایی نمیتونیم کارهای بزرگ انجام بدیم و با به اشتراک گذاشتن سخاوتمندانه بازخورد با همدیگه، همه میتونیم به اون چیزی تبدیل بشیم که باید باشیم.
با احترام❤️
بنیانگذار شادی جدید ShadiJadid.com
نسخه صوتی 🎙️
💗 راوی سرپیکو 🎩

دیدگاهتان را بنویسید