همیشه در ابتدای کار احساس آشفتگی وجود خواهد داشت.
این واقعیت ماجراست: یادگیری، خلق کردن، تغییر، زندگی کردن. هر چقدر هم که دردناک باشند، باید این بخشهای آشفته تجربه شوند تا بتوانند به چیزی قابل فهم و معنادار تبدیل شوند.
این روند در بسیاری از جنبههای زندگی ما حضور دارد، اما بهویژه زمانی که شما سعی در ایجاد یا ساختن چیزی دارید — خواه این یک اثر هنری، پروژهای، کسبوکاری یا یک زندگی باشد — اهمیت دارد که آن را به خاطر بسپارید.
چند مثال معروف:
- جی. آر. آر. تالکین حتی حلقه معروف در اولین پیشنویسهای ارباب حلقهها را نداشت — او پس از چندین بازنگری به این ایده رسید.
- اد کتمول، رئیس پیکسار، میگوید: “در اوایل کار، تمام فیلمهای ما افتضاح بودند.”
- ارنست همینگوی پایانبندی کتاب وداع با اسلحه را ۳۹ بار بازنویسی کرد تا رضایت پیدا کند.
شما نمیتوانید قسمت آشفته را رد کنید. در واقع این فرآیند درگیر شدن با آشفتگی است که به ما اجازه میدهد آن را به چیزی دیگر تبدیل کنیم. از طریق توجه ما، میتوانیم چیزی زیبا، جالب و اصیل خلق کنیم.
دفعه بعد که با این شرایط دست و پنجه نرم میکنید، سعی کنید با خودتان با مهربانی رفتار کنید.
به خودتان بگویید: “این حسی است که همه در مواجهه با آشفتگی دارند. همه ما با این مشکل دست و پنجه نرم میکنیم. این به این معنا نیست که من با استعداد، توانمند یا باهوش نیستم. فقط یعنی من یک انسان هستم که دارم از بخشهای آشفته عبور میکنم.”
با احترام❤️
بنیانگذار شادی جدید ShadiJadid.com
📌 شما میتونید نسخه صوتی این مقاله را همین الان بشنوید 🎧
💗 راوی سرپیکو 🎩
نسخه صوتی 🎙️

دیدگاهتان را بنویسید